دوست دارم بنويسم
ساده ميگم
خيلي ساده
دوست دارم اينجا بنويسم
هر چي دستم اومد
ساده ميگم
خيلي ساده
دوست دارم اينجا بنويسم
هر چي دستم اومد
====
متن بالا اولين نوشته من توي بلاگر بود
از اين به بعد اينجا محل تجميع نظرات بلاگر ميشود
اسم اين صفحرو ميزارم بلاگر نظر
يعني اينكه چون توي بلاگر نمي تونم جواب رو راحت بنويسم و هنوزم كه هنوزه دوست دارم اونجا بنويسم
اينجا يه صفحه گذاشتم كه كل نظرات بلاگرم توي اين صفحه جمع بشه
از نظرات زيباتون ممنونم بسيار
مسيحا
برای اینکه بشه آدامس رو پاک کرد از روی لباس، اگر فریزر لاموجود بود، میشه یک تکه یخ رو برداشت و کشید روی لباس.
اگر یخ هم نبود میشه با بنزین یا نفت این کارو کردش (که البته با توجه به سهمیه ای شدن بنزین، از خیر لباسه بگذریم بهتره 😉 )
برای اینکه بوی بنزین یا نفت رو بشه از رو لباس برد، میشه لباس رو با آبلیمو شست. کلا آبلیمو هرگونه بویی رو از روی لباس، دست، سینک ظرفشویی یا هر جای دیگه که باهاش شسته بشه از بین میبره.
—
مسیحا:
ممنون سركار خانم از راهنمائيتون
اما راه كار شما براي امثال شما بالا شهريهاست كه بنزين رو برميدارين لباس هاتون رو پاك ميكنين و يا لباسو ميندازين دور
:دي
يكم حس شيطنت گرفتم
سلام!
جناب مسیحا یه سوال فنی! نظردونی بلاگ اسپاتتون بازه، اینجا نظر بذاریم یا اونجا آیا؟؟
—
مسیحا:
آره هر دو باز هستن
هر كجا دوست داشتين نظر بزارين
اما من به جواب نظرات دوستان توي همين وبلاگ برسم خيلي هنر كردم
شما كه خيلي گُلي
هر دو جا كامنت ميزارين
سلام که اینطور!
—
مسیحا:
كه چطور!!!!؟
پس واسه همینه هر چی سیب هارو میشوریم بازم چربن!!!
اَ ی ی ی! دیگه عمرا بخورم
—
مسیحا:
من خيلي وقته ديگه نميخورم
پس بالاخره این الهام حرف منو گوش کرد و رفت!!!
هی تعارف میکرد با من که بیا تو برو. هر چی بهش می گفتم بابا جون، من دانشگاه دارم اونروز، نمی تونم برم گوش نمیکرد که… به زور فرستادمش آخر سر!
😀
—
مسیحا:
آخــــــــــي
چه حيف
چرا گذاشتي تنها بره
البته اون ميدونست كه اگر تو هم باهاش بري ديگه اول نميشه
دوم ميشد
:دي
حیف این مملکت که دستی دستی داره میره از بین!
سهم دریای خزر رو مفتی مفتی دادن رفت، بعد پاشن برن دنیابل کار این عهدنامه؟؟!!
—
مسیحا:
اي بابا
من سياسي نيستم
تاريخيم
فقط مودونوم تركمونچاي تموم بورو
همونو
تو گودر هم کامنت گذاشتم اینجا هم میگم،من اون موجوده رو خیلی دوست میدارم دلم میخواد یه شونه گنده بردارمو اون گوگولی های روی بدنشو شونه کنم!
—
مسیحا:
اي واي؟؟؟!!!!
آخه دردش مياد كه ؟؟؟!!!!
نه تورو خدا نكن
بزار زندگيشو كنه
کامنت هاییم رو که باید جواب بدم، یه جا مینویسم جوابشون رو برات.
1- جریان همون بچه های کوه نورد رو میگم که تو غار پرو …
2- آره بندگان طفلکی و حیوونی! خدا، چه عذابی رو متحمل میشن!! میگم نکنه یهو مثه اون خانم خوشتیپه که تو بانک کار می کرد و اخراجش کردن، یهو این خانم قاضیه رو هم اخراج کنن؟؟
3- بله جناب، خاطمون هست، خوبم هست!! 😀
4- منظورم این نبود که عکسا باز نمیشن، من نمی تونم نگاهش کنم چون یه طوری میشم. حتی بدتر از اون زمانی که یه بار سوسک رو تنم راه رفت میشم اینو میبینم.
—
مسیحا:
ممنون
ببخشيد خيلي خيلي خيلي دير اومدم
منظورتون رو هم كاملا گرفتم
ممنون
ضمنا مطالب وبلاگ شما اغلب جالب توجه و خواندنی هستند! بهتون تبریک می گم!
—
مسیحا:
بسيار ممنون
شما به من لطف داري سركار خانم
شاد باشي
سلام آقای مسیحا
نظر گذاشتن تو وبلاگتون مشکل شده واااا!
اصلا یه جاهایی من دوست می دارم نظر بچه ها راجع به یه پست خاص رو بخونم! اما چه جوری…:(
…
اجالتا:
شجاعت یعنی چه خیلی جالب بود! 🙂
—
مسیحا:
ببخشيد
راستش نميتونستم دو جا جواب بدم
خيلي سخت بود براي همين همرو متمركز كردم
البته اونجا (بلاگر) بيشتر مطالب زيبايي كه از جاهاي ديگه ميخونم رو ميزارم
اما توي وبلاگ خودم مطالب شخصيمه
ممنون كه بهم سر ميزني
و شجاعت واقعا يعني اين