ایزد

ایزد

انگلیسی : God

عربی : الله

فرانسه : Dieu

آذربایجانی (ترکی ) : Allah

آلبانیایی : Zot

آلمانی : Gott

اردو : خدا

ارمنی : աստված

اسپانیایی : Dios

اسپرانتو : Dio

استونیایی : jumal

اسلواکی : Boh

اسلونیائی : Bog

اکراینی : Бог

اندونزیایی : Tuhan

ایدیش : גאָט

ایرلندی : Dia

ایسلندی : Guð

باسکی : Jainkoaren

بلاروسی : Бог

بلغاری : бог

بنگالی : ভগবান

پرتغالی : deus

تاگالگی : Diyos

تامیلی : கடவுள்

تایلندی : พระเจ้า

ترکی استانبولی : Tanrı

تلوگویی : గాడ్

چک : Bůh

چینی (ساده شده ) : 上帝

چینی (سنتی ) : 上帝

دانمارکی : Gud

روسی : бог

رومانیایی : dumnezeu

ژاپنی : 神

کره ای : 하나님

برسه به دست بابا

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

با سلام خدمت بابا
عرض کنم که غربت ما
انقدم بد نیست که میگن
راضیم الحمدالله

یادمون دادن که اینجا
زندگی رو سخت نگیریم
از غم ویرونی تو
روزی صد دفعه نمیریم
یادمون دادن که یاد
سوختن خونه نیفتیم
خواب بود هر چی که دیدیم
باد بود هر چی شنفتیم

راستی چند وقته که رفتم
بی غم و غزل سر کار
روزگارم ای یدک نیست
شکر غربت گرم بازار

قلم و دفتر شعرم
توی گنجه کنج دیوار
عکس سهراب روی طاقچه
غزلش گوشه انبار

توی نامه گفته بودی
بی چراغ دل مادر
براتون نور میفرستم
جنس اعلاء طرح آخر
من ستاره بردم اینجا
با بلیطای برنده
راستی اونجا نور فانوس
یه شبش کرایه چنده

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

باز هم تولد يك مردادي

الان دو روزه ميخوام در مورد يك تولد بنويسم

اما متاسفانه مشغله كاري نذاشت بيام بنويسم

اول از ايشون پوزش ميخوام و شروع ميكنم

دوم اينكه باز هم تولد يك مردادي بسيار بسيار عزيز رسيد

همينجا تولد يك مرداديه عزيز رو به خودش و جامعه مرداديها تبريك عرض ميكنم

باشد عمرشان به 1000 رسيده و به شادي و خوشي زندگي كنند

البته ايشون همچنان 14 ساله هستند

اگر اين سيل ها بگذارند و يخ ها در اثر گرمايش آب نشوند

و با زير ساخت موجود مطمئنا هميشه 14 باقي خواهند ماند

سركار خانم معمار تولدت مبارك

تولد

سلام

امروز دهم مرداد ماه 1389 است

روزي كه از صبحش را با شادي و با ديدن تبريكات دوستان عزيزم شروع كردم

من 2 روزي به دلايلي نبودم و نتونستم زودتر بيام

الان كه توي اينترنت اومدم ميبينم كه دوستان اينجا هم به من لطف داشتن

ديگه خبر قديمي محسوب ميشه

امروز روز تولدمه

من ديگه 31 روز هم تموم كردم و 32 ساله شدم

يك سال تجربم بيشتر شد

و يك سال پيرتر شدم

اما هنوز حس ميكنم 20 ساله ام و شيطنت هاي بچگي رو دارم

فقط يه چيز روز اضافه ميكنم

اين عكسي كه ميبينين و همه جا علامت مشخصه منه

عكس دوران بچگيمه كه با پارچ آب و ليوان به دست وايسادم

اين رو پدر عزيزم ازم گرفته و خيلي دوستش دارم

همينجا از پدر و مادر خوبم هم تشكر ميكنم كه از من مراقبت كردن تا به اين سن برسم

دستشونو ميبوسم

پ.ن. :

بچه ها تولدمه كِي جشن بگيريم كه همه بياين؟

من جشن تفلد دوس ميدارم

موخوام

مسيحا