برسه به دست بابا

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

با سلام خدمت بابا
عرض کنم که غربت ما
انقدم بد نیست که میگن
راضیم الحمدالله

یادمون دادن که اینجا
زندگی رو سخت نگیریم
از غم ویرونی تو
روزی صد دفعه نمیریم
یادمون دادن که یاد
سوختن خونه نیفتیم
خواب بود هر چی که دیدیم
باد بود هر چی شنفتیم

راستی چند وقته که رفتم
بی غم و غزل سر کار
روزگارم ای یدک نیست
شکر غربت گرم بازار

قلم و دفتر شعرم
توی گنجه کنج دیوار
عکس سهراب روی طاقچه
غزلش گوشه انبار

توی نامه گفته بودی
بی چراغ دل مادر
براتون نور میفرستم
جنس اعلاء طرح آخر
من ستاره بردم اینجا
با بلیطای برنده
راستی اونجا نور فانوس
یه شبش کرایه چنده

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

باز هم تولد يك مردادي

الان دو روزه ميخوام در مورد يك تولد بنويسم

اما متاسفانه مشغله كاري نذاشت بيام بنويسم

اول از ايشون پوزش ميخوام و شروع ميكنم

دوم اينكه باز هم تولد يك مردادي بسيار بسيار عزيز رسيد

همينجا تولد يك مرداديه عزيز رو به خودش و جامعه مرداديها تبريك عرض ميكنم

باشد عمرشان به 1000 رسيده و به شادي و خوشي زندگي كنند

البته ايشون همچنان 14 ساله هستند

اگر اين سيل ها بگذارند و يخ ها در اثر گرمايش آب نشوند

و با زير ساخت موجود مطمئنا هميشه 14 باقي خواهند ماند

سركار خانم معمار تولدت مبارك

تولد

سلام

امروز دهم مرداد ماه 1389 است

روزي كه از صبحش را با شادي و با ديدن تبريكات دوستان عزيزم شروع كردم

من 2 روزي به دلايلي نبودم و نتونستم زودتر بيام

الان كه توي اينترنت اومدم ميبينم كه دوستان اينجا هم به من لطف داشتن

ديگه خبر قديمي محسوب ميشه

امروز روز تولدمه

من ديگه 31 روز هم تموم كردم و 32 ساله شدم

يك سال تجربم بيشتر شد

و يك سال پيرتر شدم

اما هنوز حس ميكنم 20 ساله ام و شيطنت هاي بچگي رو دارم

فقط يه چيز روز اضافه ميكنم

اين عكسي كه ميبينين و همه جا علامت مشخصه منه

عكس دوران بچگيمه كه با پارچ آب و ليوان به دست وايسادم

اين رو پدر عزيزم ازم گرفته و خيلي دوستش دارم

همينجا از پدر و مادر خوبم هم تشكر ميكنم كه از من مراقبت كردن تا به اين سن برسم

دستشونو ميبوسم

پ.ن. :

بچه ها تولدمه كِي جشن بگيريم كه همه بياين؟

من جشن تفلد دوس ميدارم

موخوام

مسيحا

فلسفه تخته نرد

هيچ ميدانيد تخته نرد چگونه و توسط چه کسي ابداع شد و چه فلسفه زيبا و عبرت آموزي در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پيدايشش:

تخته نرد

در زمان پادشاهي انوشيروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «ديورسام بزرگ» براي سنجش خرد و دانايي ايرانيان و اثبات برتري خود شطرنجي را که مهره هاي آن از زمرد و ياقوت سرخ بود، به همراه هدايايي نفيس به دربار ايران فرستاد و «تخت ريتوس» دانا را نيز گماردهء انجام اين کار ساخت. او در نامه‌اي به پادشاه ايران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستيد، دانايان شما نيز بايد از دانايان ما برتر باشند.. پس يا روش و شيوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ايم (شطرنج) بازگوييد و يا پس از اين ساو و باج براي ما بفرستيد». شاه ايران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هيچ يک از دانايان در اين چند روز چاره و روش آن را نيافت، تا اينکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترين وزير انوشيروان بود به پا خاست و گفت: «اين شطرنج را چون ميدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره هاي خود با هم مي‌جنگند و هر كدام خرد و دورانديشي بيشتري داشته باشد، پيروز مي‌شود.» و رازهاي کامل بازي شطرنج و روش چيدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ريتوس» با بزرگمهر به بازي پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ريتوس پيروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ريتوس را به نزد خود خواند و وسيلهء بازي ديگري را نشان داد و گفت: اگر شما اين را پاسخ داديد ما باجگزار شما مي شويم و اگر نتوانستيد بايد باجگزار ما باشيد.» ديورسام چهل روز زمان خواست، اما هيچ يک از دانايان آن سرزمين نتوانستند «وين اردشير» را چاره گشايي کنند و به اين ترتيب شاه هندوستان پذيرفت كه باجگزار ايران باشد.

تخته نرد : کره زمين

30مهره : نشان گر 30 شبانه روز يک ماه

24 خانه : نشانگر 24ساعت شبانه روز

4 قسمت زمين : 4 فصل سال

5 دست بازي: 5 وقت يک شبانه روز

2 رنگ سياه و سپيد : شب و روز

هر طرف زمين 12 خانه دارد : 12 ماه سال

زمين بازي : اسمان

تاس: ستاره بخت و اقبال

گردش تاس ها : گردش ايام

مهره ها: انسان ها

گردش مهره در زمين: حرکت انسان ها (زندگي )

برداشتن مهره در پايان هر بازي : مرگ انسان ها