جادو

نميدونم چمه!!
فقط ميدونم حالم خوب نيست!!
حالم خرابه!!
خرابم!!
انگار يه بغض نشكسته
داره قلبمو پاره پاره ميكنه!!
انگار غريب افتادم تو اين دنيا!
انگار هيچكس جز تو
جز من…
انگار…
اي بابا بگذريم..
اينكه دوستت دارم كافيه..
آره..
.
.
.
همينكه دوستت دارم كافيه..

یه کاری کردی با قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن

یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده پیرم اما باورکن می ارزه

دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده

این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی
من که جام عشق دادم، چه بنوشی چه بریزی

پیشکشت همه نفسهام! نازنین خوب همیشه!
نیمی از تنم شدی تو  که از من جدا نمی شه!

منو تو آغوشت بگیر خدا میخوام بخوابم
آخه تو تنها كسی بودی كه دادی جوابم

منو تو آغوشت بگیر میخوام برات بخونم
روی زمین چقدر بده میخوام پیشت بمونم

كی گفته باید بشكنم تا دستمو بگیری
خسته شدم از عمری غربتو غمو اسیری

كی گفته باید گریه ی شبامو در بیاری
تا لحظه ای وقت شریفتو واسم بذاری


توی آغوش تو آرامش محضه
منو با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم كن منو بردار ببرم  دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور

وقتی باید واسه رها شدن یه بی فروغ بود
واسه آرامش نسبی كلی حرفهای دروغ بود

توی دنیا  هر چیزی قیمتی داره حتی وجدان
اینا روهیچ جا ندیدم نه تو انجیل نه تو قرآن

وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته
صدای هق هقتو پس كی شنفته

تو كه میگی پیشمی تا لحظه ی مرگ
اینكه میگن میشكنی رنجم میدی بگو كی گفته

توی آغوش تو دیگه تنها نیستم
هر نفس اسیر دست غمها نیستم

دیگه عاشقانه تر از عاشقانم
واسه موندن دیگه با بها، بهانست

توی آغوش تو از درد خبری نیست
از دروغ و حرفای زرد اثری نیست

نمی بینی كسی از هراس نونش
جلو حرف نا ثواب بنده زبونش

توی آغوش تو آرامش محضه
منو با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم كن منو بردار ببر ام  دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور

توی آغوش تو آرامش محضه
منو با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم كن منو بردار ببر ام  دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور