فصل آخر


گاهي موزيك ويدئو ها با آدم حرف ميزنن
بسيار هم حرف ميزنن
و گاهي اين حرف رو بعد از ده بار ديدن پيش مياد
و گاهي هم بعد از 100 بار ديدن

تو چشم من نگاه نکن دنبال اشک من نگرد
چشماي آينه قبل من تنهايي هامو گريه کرد
بي خودي حالمو نپرس چيزي نميفهمي ازم
اشکاتو خرج من نکن ما که نميرسيم به هم
ما که نميرسيم به هم


بعضي از آدما در جاي تنگ نفسشون ميگيره
وقتي در محلي تنگ گير ميكنند، نفسشان بند مي آيد
و با وجود هوا نميتوانند نفس بكشند

حال تصور كنيد آنها در جاي تنگي مانند قبر قرار بگيرند

قبر سخت است  …

قبر يعني رفتن اما كما يعني ماندن در يك جا
كه اميدوارم براي اينگونه آدمها آن محل به تنگاي قبر نباشد

تو هم به اندازه من تو فکر فصل آخري
فقط بدون جون منو داري به همرات ميبري

تو هم به اندازه من تو فکر فصل آخري
فقط بدون جون منو داري به همرات ميبري

هنوز عاشقشي؟؟؟؟؟؟؟
…………………………………………………………………!!!!!!!!!!!!!!!!
…………………………………………………………………


واقعا مي شود آدم در برزخ نماند
برزخ در اين دنيا هم وجود دارد و نميدانم برزخ دنياي دگر چطور است
اما اميدوارم مانند برزخ اين دنيا نباشد
هم خود فرد زجر ميكشد و هم اطرافيان
اما باز هم اميدوارم

كسي در برزخ بدون خداحافظي گير نكند
چون سخت تر مي شود

تو چشم من نگاه نکن . شهر غمه  شهر چشام
دنياي تو مال خودت تنهام بزار با غصه هام

آخ که چه آسونه برات گذشتن از هر چي که بود
آدما از يادشون ميره عشق قديمي خيلي زود
عشق قديمي خيلي زود

تو هم به اندازه من تو فکر فصل آخري
فقط بدون جون منو داري به همرات ميبري


بيائيم به هم قول بديم كه اگر ميتوانيم در خروج از برزخ ديگران پيش قدم بشويم

برگرد………………………………………..


تنهايي درديست بسيار سخت
و بيماري و تنهايي درديست بسيار سخت تر
خداوندا به بزرگي و عزيزيت قسم نگذار هيچ يك از بنده هات در حين بيماري
تنها باشد

دارن به دنبالم ميان تمام خاطرات من
ميدوني بي تو ميميرم تير خلاصو تو بزن
يه آرزو تو قلبمه ميخوام که اينو بدوني
مثل دل عاشق من قلب کسي رو نشکوني


اگر قلب شكسته
اگر كسي را تنها گذاشته
و اگر كسي منتظر است
همه بدانند و آگاه باشند كه براي هيچ كس نمي ماند و نخواهد ماند
و شايد
و شايد به زودي برود
برود تا زندگيه جديدي را دوباره آغاز كند
اما اين زندگيه جديد شايد بسيار متفاوت باشد

وقتي نمونده واسه ما حتي واسه خداحافظي
برو منو تنهام بزار با اين گلهاي کاغذي

وقتي نمونده واسه ما حتي واسه خداحافظي
برو منو تنهام بزار با اين گلهاي کاغذي

تو هم به اندازه من تو فکر فصل آخري
فقط بدون جون منو داري به همرات ميبري

تو هم به اندازه من تو فکر فصل آخري
فقط بدون جون منو داري به همرات ميبري


خداوندا قسمت كن
خداحافظي با شادي
شادي با خداحافظي

ميگويند اينجا بارانيست آنجا را نميدانم!!!

و فصل آخر!!!

کاشکي ندوني وقتي که ميرم
کاشکي ندوني بي تو ميميرم
مرگ قناري ديدن نداره
گلي که خشکيد چيدن نداره ميرم از اينجا وقتي که خوابي
من اهل خشکي تو اهل آبي
اين نامه از دختر کويره
وقتي ميخونيش که خيلي ديره ميرم
از اينجا
با پاي خسته
با چشمي گريون
قلبي شکسته
بغضي هنوزم
مونده تو سينه
دوري چه سخته
قسمت همينه

پي نوشت 1 :
يكي از دوستان عزيز دانشگاه قبول شد
من مطمئن بودم قبول ميشه  اما باز هميشه برايش دعا كردم
خوشحالم تلاشهايش به نتيجه رسيد و موفق شد
به او، همه دوستان و خانواده اش تبريك مي گويم ( البته هنوز نتونستم شفاهي هم تبريك بگم)
يه قولي هم داده بودم كه يادم نرفته و سعي مي كنم در نزديك ترين زمان ممكن انجامش دهم

پي نوشت 2 :
دوستان هنوز منتظر كامنتهاي شما براي پست قبلي هستم
پست قبلي برايم خيلي با اهميت است
لطفا حتما نظراتتون رو براي اون پست بنويسيد
( منظورم مخصوصا به اونهايي است كه خواننده خاموش من هستن ، لطفا اينبار روشن شويد- ممنون )

پي نوشت 3 :
برايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا كنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيد

.

7 دیدگاه برای “فصل آخر

  1. سلام
    خیلی وقته که ننوشتی ها! خوب نیست آدم دوستاش رو نا امید بذاره ها! دوستا هی میان میبینن پست جدید ننوشتی، نا امید میشن میرن… دوباره چند ساعت بعد میان، دوباره نا امید میشن، دوباره… نکن این کارو با جوونای مردم!
    جدی دارم میگم! بنویس دیگه دوستم 🙂

  2. آره بارون میومد

    آره بارون میومد خوب یادمه

    مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

    .

    زیر لب زمزمه کردم

    کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟

    اون قدر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه

    دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

    .

    یه غروب بود روی گونه هات

    دو تا قطره

    یه غروب بود روی گونه هات

    دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات

    دیگه فرقی هم نداره

    کار از این حرفا گذشته

    دیگه قلبم سر جاش نیست

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

    خیلی سال پیــــــــش

    توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست

    خیلی سال پیش

    توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست

    اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

    اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

    آره بارون میومد خوب یادمه

  3. بابت تبریک گفتنت هم ممنون،خودم میخواستم بهت خبرشو بدم اما گویا پریا پیش دسته کرده:دی
    میشه الان به من بگی برای چی قبولی منو به “دوستان”تبریک گفتی؟؟؟!!

  4. یکی از کسایی که همیشه تو دعا کردن های من اولین نفر اگر نباشه، دومیش حتما هست، تویی.

    “میگویند اینجا بارانیست آنجا را نمیدانم!!!”

دیدگاه ها بسته شده.