برسه به دست بابا

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

با سلام خدمت بابا
عرض کنم که غربت ما
انقدم بد نیست که میگن
راضیم الحمدالله

یادمون دادن که اینجا
زندگی رو سخت نگیریم
از غم ویرونی تو
روزی صد دفعه نمیریم
یادمون دادن که یاد
سوختن خونه نیفتیم
خواب بود هر چی که دیدیم
باد بود هر چی شنفتیم

راستی چند وقته که رفتم
بی غم و غزل سر کار
روزگارم ای یدک نیست
شکر غربت گرم بازار

قلم و دفتر شعرم
توی گنجه کنج دیوار
عکس سهراب روی طاقچه
غزلش گوشه انبار

توی نامه گفته بودی
بی چراغ دل مادر
براتون نور میفرستم
جنس اعلاء طرح آخر
من ستاره بردم اینجا
با بلیطای برنده
راستی اونجا نور فانوس
یه شبش کرایه چنده

پاکت بی تمبر و تاریخ
نامه بی اسم و امضاء
کوچه دلواپسی ها
برسه به دست بابا

تولد بابا

دیشب تولد بابا بود
جاتون خالی، یکم شیطونی کردیم و جلافت
بعدشم عکس و کیک و ….
همه چیز که تموم شد
بابا گفت :
“جای چند نفر تو تولد من خالیه!!!!
گاش اونا هم بودن ؟
مثل:
پپری ، معمار بیکار ، مرحومه مغفوره ، سارا ، روشنا ، پریا(بلاگ می) ، و …..

راستشو بگم جاتون خالی بود
اما این موضوع دو تا نکته داشت
یکی اینکه بابا تازگیها خیلی حواسش به دوستای اینترنتیش هست
و دیگه اینکه بابا هرچی اسم گفت اسم خانمای وبلاگ نویس بود
خوب آخه بابای بنده
پسرای وبلاگ نویس دل ندارن
قبول نیس به خدا
این همه تفاوت

البته درک کنین چقدر من مظلومم!!!!!!

مرداد آمد

سلام به همه دوستان عزیزم

نوشتنو از بعد دوران دانشگاه شروع کردم
انگار رفتن من با دانشگاه مصادف شد با اینکه بخوام بنویسم
خیلی وقته دارم مینویسم و خیلی جاها
البته همه رو اول برای دلم مینویسم
اونایی که از خیلی قدیم باهام آشنا بودن و مطالبمو خوندن این موضوع رو میدونن
دوستانی که جدید تر با هم آشنا شدیم بهشون قول میدم همه جریان نوشتنامو کامل بگم و تکمیلش کنم
و بگم چطور دستم به نوشتن باز شد ( جریان من و کامی رو میگم )
گاهی یه عالم مینویسم ؛ خیلی که خودمم از نوشتن خسته میشم , یه عالم ایمیل و یه مطلب و ….
گاهی هم یه دفعه به دلایل مختلف اصلا نمیخوام و یا نمیتونم ببنویسم
که این مدتی هم که ننوشتم یکی از اون موارد نتونستنا بود
این بار هم مشکلاتی برام پیش اومد که نتونسم بنویسم
سعی میکنم که طبق یه پست کامل , شرح ماوقع رو بگم
جریان نوشتن امروزم رو بگم
امروز میخوام دو تا موضوع رو بنویسم , برای همین اومدم:

موضوع اول
اول از همه دوستانی که توی این مدت منو تحمل کردن و مطالب منو خوندن تشکر میکنم
الان حدود یک ساله که اینجا توی این وبلاگ نیز دارم مینویسم
تو این مدت تجربیات خیلی زیادی پیدا کردم و با دوستان خیلی عزیزی آشنا شدم
جای خیلی خیلی خیلی دوست داشتنی ای شده برام
جوری شده به جاهای دیگه ای که قدیم توی اونها بیشتر مینوشتم کمتر سر بزنم
و این وبلاگ شده بیشترین جایی که مینویسم و بهش سر میزنم

اما یک سری مشکلات توی این وبلاگ و بلاگ اسپات دارم
مهمتر از همه ؛ یه مدت یه بار بلاگ اسپات فیلتر میشه بعد از یه مدت دوباره باز میشه
به قول قدیمیا هم هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
این بود که میخوام وبلاگ اصلیمو ببرم خونه خودم
بالاخره اونجا خونمه و هرطور بخوام میتونم باشم
البته اینجارو هم خیلی دوس دارم و نگهش میدارم و بازم اینجا مینویسم
اما وبلاگ اصلیم میره خونه خودم
آدرس وبلاگم میشه:

https://masiha.ir

موضوع دوم
بالاخره یه ماه مهم رسید
ماه خــــــــــــیلی مهمیه
اول یه جمله مشهورو بگم دلم خنک بشه

همه مردادین
یا دوست دارن مردادی باشن

اهم اهم؛ حواسا جمع ، به آرزوهاتون فکر نکنین

میخواستم این ماه مبارکو به همه تبریک بگم
و یه تبریک خیلی مخصـــــــــــــــــــــــــوص به همه مردادیا داشته باشم
در جمع وبلاگیا هم مردادیان عزیزی هستن که میخوام اینجا ازشون یاد کنم
و بهشون تبریک بگم
اگر کسی جامونده , پوزش میخوام و بفرماین تا به لیست اضافه بشه

روزهای تولد

۰۲ مرداد بابا
۰۸ مرداد پپری
۱۰ مرداد مسیحا
۱۲ مرداد معمار بیکار

۱۴ مرداد  سارا
۲۲ مرداد آنی دالتون
۲۵ مرداد احسان

۲۶ مرداد مریم۳۶۰

مردادیا!!!
تا میتونین از ماهتون استفاده کنین
و بدونین توی این ماه از آسمون براتون طلا میباره
مطمئن باشین

برای نظرات هم در وبلاگ خودم لطفا نظر بدین
بالاخره میخوام اونجارو افتتاح کنم
ممنون

جریانهای منو ددی!!!!!!

سلام
دیشب دَدیه ما منو بدجوری دعوا فرمودند
به شدت هرچه تمام تر
که
” دیگه نمیام به وبلاگت سر بزنم”
گفتم
“بابا ، این روزا سرم خیلی شلوغه”
فرمودند
“اگر سرت شلوغه پس چرا وبلاگ داری”
اینو موندم چی جواب بدم
آخه ددی بعضی روزها پیش میاد آدم نتونه جواب بده
خداییش بابای من هم بدجوری پایه وبلاگ شده ها
تازه دیشب بهمون گیر سه پیچ داده که من میخوام بیام فیس بوک
گفتم بابا تا اینجا اوکی ، اونجارو نمیشه بیای
اونجا دیگه ممنوعه!!!!!!!!!!!!
****
اما حالا یه جواب کلی
از هم دوستان در اینجا و اونجا و اون یکی جا و اون یکی یکی جا عذرخواهی میکنم
دونه دونه بگم
اول دوستان وبلاگی و عزیزانی که برام کامنت گذاشتن و جواب ندادم
آقایون ، خانما ، ببخشید ، قول میدم به زودی بیام و جواب بدم
به وبلاگ همتون هم سر میزنم
میدونم حدود ۵۰ تا کامنت رو جواب ندادم
به همین تعداد هم باید کامنت بزارم که روی چشمم انجام میدم
دوم دوستان اونجا(فیس بوک تحریم الله علیه)
اونجارو که نگو
دیروز ۱۳۰ پست جواب نخونده و جواب نداده داشتم
امروز ۲۵ تا بهش اضافه شد ، میشه ۱۵۵ تا
کی برسم همشونو بخونمو جواب بدم خدا باید بیاد کمکم
دوستان انجمن ایمیلی رو که نگووووووووو
جمع میزنم:
انجمن اول ۴۱ ایمیل
انجمن دوم ۱۰۳ ایمیل
انجمن سوم ۲۱ ایمیل
اما خوش بحال انجمن چهارمیا که همشو خوندم و جواب دادم
جمع کل ۱۶۵ ایمیل نخونده دارم
یه هفته نتونستم جواب بدم
الان باید جواب ۱۰۰+۱۵۵+۱۶۵ یعنی ۴۰۵ کامنت / نفر رو بدم
خدااااااا
به اینجا که رسیدم دستام رفت بالا و میگم
جناب آقای پدر
شوما راست میگوئید
من که نمیتونم جواب بدم
پس چرا اینارو دارم
اما یکم هم خودمو تحویل کش کنم:
این روزها همه مسیحا رو نگاه میکنند شما چطور؟