خسته از کابوس رفتن

ما از این شهر غریبه بی تفاوت کوچ کردیم
از رفیقا زخم خوردیم تا یه روزی برنگردیم
خونه مون رو دوشمونه ما یه آه دوره گردیم
ما واقعا با هم چه کردیم

ما غنیمتهای بی رویای این جنگهای سردیم
زندگیمون کو ببین ما کشته های بی نبردیم
بی خبر از حاله هم آواره ی دنیای دردیم
ما واقعا با هم چه کردیم

تلخِ اما با هم نبودیم
ما آدمای شهر حسودیم
خسته از کابوس رفتن
دور از اون روزایه روشن
بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

تلخِ اما با هم نبودیم
ما آدمای شهر حسودیم
خسته از کابوس رفتن
دور از اون روزایه روشن
بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

پس بدین فرصت خنده هامو
پس بدین شادیه تو صدامو
پس بدین قلبه عشق آشنامو
ضلااقل پس بدین گریه هامو

تلخِ اما با هم نبودیم
ما آدمای شهر حسودیم
خسته از کابوس رفتن
دور از اون روزایه روشن
بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

تلخِ اما با هم نبودیم
ما آدمای شهر حسودیم
خسته از کابوس رفتن
دور از اون روزایه روشن
بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

دریا، بد کم آوردم!!!

تا گل آلودم، ماهیتو بگیر
بیا این آلوده ماهی رو ببین
که چجوری جا گذاشتیش رو زمین
من واسه تو قید دریارو زدم
به درو دیوار تنگت میزدم
تو بیابون دلت نفس زدم
دریا بغلم کن، بغلم کن که شدم تنها
بغلم کن، بغلم کن، بین نامردا، من تک ننداز
دریا، اشتباه کردم که از دست تو سر خوردم
توی این مرداب با این آدما بُر خوردم بد کم آوردم
بیا و این پخش پلارو تو جمعش کن
دوریت داره بد میسوزونه تو کمش کن
من گم شدم تو دل بی رحم زمونه
بیا و این دیوونه رو تو باورش کن
دریا، بغلم کن، بغلم کن که شدم تنها
بغلم کن، بغلم کن، بین نامردا من تک ننداز
دریا، اشتباه کردم که از دست تو سر خوردم
توی این مرداب با این آدما بُر خوردم بد کم آوردم

دیگه نمیتونم

انگاری داری میری، تنها بشی ، سرد بشه این خونه
به همه بگو که این خواسته تو نه، خواسته دو تامونه
انگاری دیگه از هم خسته شدیم، دیگه نمیتونیم
به همه بگو که ما دو تا با هم، دیگه نمیمونیم

بگو به همه بگو، که اون روزا دیگه برنمیگرده
بگو به همه بگو، اون دروغ میگه با من زندگی کرده
بگو که دیگه از ته دلش نمیخنده
بگو به هیشکی مثه تو، دیگه دل نمیبنده

انگاری میشه تو رو، هر کی منو دیده بگم، خوبم
تا دو تا عاشق میبینم بهشون میگم منم بودم
دیگه نمیتونی
انگاری دیگه نمیارن همه اسم ما رو با هم
به همه بگو میخواستی یا نمیشد بمونی با من

بگو به همه بگو، که اون روزا دیگه برنمیگرده
بگو به همه بگو، اون دروغ میگه با من زندگی کرده
بگو که دیگه از ته دلش نمیخنده
بگو به هیشکی مثه تو، دیگه دل نمیبنده

سلام من به تو یار قدیمی

سلام من به تو یار قدیمی
منم همون هوادار قدیمی

هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم

همه تشنه لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی

اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی

اگه میکده امروز شده خونه تزویر
وای شده خونه تزویر

تو محراب دل ما
تویی تو مرشد و پیر

همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید

پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

میگن مستی گناه به انگشت ملامت
باید مستها رو حد زد به شلاق ندامت

سبوی ما شکسته در میکده بسته
امید همه ما همت تو بسته

به همت تو ساقی تو که گره گشایی
تو که ذات وفایی همیشه یار مایی

همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

سر ساقی سلامت وای سر ساقی سلامت
سر ساقی سلامت وای سر ساقی سلامت

دیـــوانـــه ات شدم! ببیــــن!

فکرِ عاقل کردنم، هرگز نباش…
من از این دیوانگی، سَر میــــروم!
آنچه می بینم، به غیر از عشق نیست…
شک نکن… دیوانه تر هم می شوم!

بی جهت نیست، این همه زیبایی ات
هرکسی بیند تو را، مجنون شود!
دورِ تو می چرخم و آرایشت، کلِ اعجابِ طبیعت می شود!

دیوانـــه ات شدم! ببین!
فقط به من، دل را ببند… دل را ببنــــد…
ای جانــــم از، عشقِ تو ســـوخت
ای دلبرم، فقط بخنـد… فقط بخنـــد… فقط بخنــــد…

هر کسی گوید سخن از عشق را،
نتواند که دلی از تو بَرَد…
دلبری از تو چنان دشوار است،
که دلِ تب دار و یک بیمار می خواهـــد فقط!

دیـــوانـــه ات شدم! ببیــــن!
فقط به من، دل را ببنــد… دل را ببنـــــد…
ای جانم از، عشــقِ تو سوخت
ای دلبرم، فقط بخنــد… فقط بخنــــد… فقط بخنـــــد…

 

آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا بهرام بنام بیمار